1268
صد سال اگر گریزی و نایی بتا به پیش برهم زنیم کار تو را همچو کار خویش
مگریز که ز چنبر چرخت گذشتنیست گر شیر شرزه باشی ور سفله گاومیش
تن دنبلیست بر کتف جان برآمده چون پر شود تهی شود آخر ز زخم نیش
ای شاد باطلی که گریزد ز باطلی بر عشق حق بچفسد بی صمغ و بی سریش
گز می کنند جامه عمرت به روز و شب هم آخر آرد او را یا روز یا شبیش
بیچاره آدمی که زبونست عشق را زفت آمد این سوار بر این اسب پشت ریش
خاموش باش و در خمشی گم شو از وجود کان عشق راست کشتن عشاق دین و کیش
1269
آینه ام من آینه ام من تا که بدیدم روی چو ماهش چشم جهانم چشم جهانم تا که بدیدم چشم سیاهش
چرخ زمین شد چرخ زمین شد جنت ماوی راحت جان ها تا که برآمد تا که برآمد بر که جودی خیل و سپاهش
پشت قوی شد پشت قوی شد اختر دولت عدل و عنایت چون نشود شه چون نشود شه آنک تو باشی پشت و پناهش
شوره زمینی شوره زمینی کز تو کشد او آب بهاری سبزتر آمد سبزتر آمد از همه جاها کشت و گیاهش
روی چو ماهت روی چو ماهت بست گرو دی با مه و اختر گشت گروگان گشت گروگان ماه و سما را زلف سیاهش
سلسله جنبان سلسله جنبان گشت برادر این دل مجنون چون بنشورد چون بنشورد آن مجنون کش شد سر ماهش
دم مزن ای جان دم مزن ای جان برخور کآمد روز مبارک کیست مبارک کیست مبارک آن که ببیند هم ز پگاهش
1270
مستی امروز من نیست چو مستی دوش می نکنی باورم کاسه بگیر و بنوش
برچسب:
نویسنده: naser
تاريخ: چهارشنبه
8 خرداد
1392 ساعت: 16:33